95/7/18
تعداد نظرات:0
13:01
شماره مطلب:139571816419
-A A +A

نماز و اهمیت آن از دیدگاه امام حسین(علیه السلام)

واقعه ی عاشورا ، با همه ی بزرگی مصیبت و بی هماوردی فجایعی که بر بزرگترین انسانهای تاریخ داشت، درسهای فراوانی دارد. توجه به این مسئله که در کنار شور حسینی نباید شعور حسینی فراموش شود و از قطره قطره اشکهایی که بر اباعبدالله (علیه السلام) ریخته می شود باید درس گرفت و در زندگی به کار بست، خود از درسهای عاشوراست. در میان معاصرین یکی از بزرگترین اندیشمندانی که توجه ویژه ای به این مسئله داشته اند مرحوم علامه محمد تقی جعفری(ره) بودند که مجموع سخنرانی ها و مطالب ایشان در این خصوص در کتاب "حسین، شهید فرهنگ پیشرو انسانیت" منتشر شده است. به لطف خدا بعضی از مطالب ایشان در ایام محرم باز نشر خواهد شد که ششمین قسمت آن را در ادامه می خوانید...

از آموزه های مهم واقعه عاشورا، اهمیت ویژه نماز و توجه به آن است. شیرینی این عبادت سبب شد که امام حسین (علیه السلام) یک شب برای نماز از دشمن مهلت بخواهند و ظهر روز عاشورا نیز برای انجام این فریضه، میدان نبرد را ترک کنند.

نماز از مهم ترین اعمال عبادی ما مسلمانان است. عملی که هر فرد را با هر جایگاهی به یاد معبود خود انداخته و کوچکی و احتیاج او به خالقش را یادآور می شود. انسان در هر موقعیتی سر سجده و اطاعت بر زمین می آورد. علت این امر گرایش فطری انسان به پرستش مافوق است. گاهی این تمایل فطری به بیراهه رفته و سر انسان را در برابر موارد بی ارزشی همچون مقام و مال دنیا بر خاک نهاده و همین مسئله موجب گمراهی و احساس پوچی در انسان می شود. تا زمانی که بشر در مقابل خداوند تعظیم نکند مسیر صحیح را پیدا نکرده و جز ظلم به خود عملی انجام نمی دهد.
انسان باید بداند ارتباط با ذات بی نهایت موجب سرافرازی او می شود. این ذات بی نهایت از همه چیز بی نیاز است و تمام احتیاج انسان در ارتباط با او خلاصه می شود. برترین شیوه ارتباط انسان با خداوند نماز است.

آیا صفای دل به تنهایی کفایت می کند؟

برخی بر این باور هستند که اگر دل انسان صاف باشد کافی است و دیگر ضرورتی برای انجام اعمال عبادی همچون نماز وجود ندارد.
این امر که صفای دل برای انسان امتیازی والا محسوب می شود کاملاً صحیح است، اما باید توجه داشت که قلب صافی که مبنای صاف نداشته باشد برای انسان فایده ای ندارد. قلب پاک و صاف سبب می شود انسان به دیگران ظلم و ستمی نکند؛ و این عدالت زندگی تمام افراد جامعه را آسان می کند. این موارد صحیح است اما هدف انسان فقط گذراندن زندگی مادی نیست. ارتباط باخدا، انسان را باهدف و فلسفه زندگی آشنا ساخته و او را در مسیر دستیابی به انسانیت یاری می کند.
آیا کسی را سراغ داریم که قلبش از امام حسین (علیه السلام) پاک تر باشد؟ آیا فردی به میزان اهل بیت
(علیهم السلام) نسبت به انسان های دیگر نیت خیر دارد؟ بااینکه صفای دل وجان این بزرگواران برای ما آشکار است اما توجه آن ها به نماز بسیار زیاد بود. پس پاک بودن دل به تنهایی کاری برای انسان پیش نمی برد و مقید بودن به بزرگ ترین ارتباط انسان باخدا، یعنی نماز لازم و ضروری است. نماز به انسان هویت می دهد. نماز نوعی تعهد به خداست و فردی که به خداوند تعهد نداشته باشد نسبت به هیچ امر دیگری، چه فردی و چه اجتماعی تعهدی ندارد. مسامحه در نماز انسان را به نابودی می کشاند.

آیا نماز موجب وابستگی انسان است؟

گاهی توجیه انسان برای ترک نماز، این است که فکر می کند با نمازخواندن برای او وابستگی به وجود می آید. این افراد چنین می اندیشند که بشر باید بدون تکیه به موجودات دیگر زندگی کند و از استقلال برخوردار باشد و این وابستگی به خدا، انسان را تنبل می کند. در پاسخ به این افراد باید چنین گفت که وابستگی به موجودات جهان با وابستگی به خالق را نمی توان یکی دانست. نماز ارتباط با معبود است و این معبود انسان ها را از تنبلی و سستی نهی کرده و بزرگ ترین عامل تلاش و حرکت انسان است. انسان هیچ گاه نمی تواند برای تنبلی خود و کار نکردن نزد خدا بهانه ای بیاورد، زیرا همین خدا به انسان فرموده:

از آموزه های مهم واقعه عاشورا، اهمیت ویژه نماز و توجه به آن است. شیرینی این عبادت سبب شد که امام حسین (علیه السلام) یک شب برای نماز از دشمن مهلت بخواهند و ظهر روز عاشورا نیز برای انجام این فریضه، میدان نبرد را ترک کنند.

« وَأَنْ لَیسَ لِلْإِنْسَانِ إِلَّا مَا سَعَى »
(برای انسان جز حاصل تلاش او نیست.)
«یا أَیهَا الْإِنْسَانُ إِنَّكَ كَادِحٌ إِلَى رَبِّكَ كَدْحًا فَمُلَاقِیهِ »
(ای انسان تو تنها با پاداش و کوشش جدی به من خواهی رسید.)
ما در نماز از چنین خدایی استمداد می جوییم. از او می طلبیم که ما را به راه راست هدایت کند. باز هم    می گوییم نماز انسان را تنبل می کند؟
امام حسین (علیه السلام) به نماز علاقه بسیاری داشتند درحالی که از با تلاش ترین شخصیت های تاریخ هستند. حرکت ایشان با کمک خداوند و در مسیر صحیح بود و ما نمونه ای از آن را در واقعه عاشورا می بینیم. تفکر ترک نماز به علت وابستگی، جز بهانه به منظور انجام ندادن آن چیزی نیست.

جایگاه نماز در واقعه عاشورا

شب عاشورا دشمن به سمت خیمه ها آمد و قصد شروع جنگ داشت. امام، حضرت عباس (علیه السلام) را به سمت آن ها فرستادن تا یک شب مهلت بگیرند. امام فرمودند: «برادر برو به آن ها بگو امشب به ما مهلت بدهند، من نماز و عبادت را خیلی دوست دارم.» این مهلت خواستن چه علتی داشت؟ امام از خداوند دور نبودند که آن شب را به قصد جبران این دوری مهلت بخواهند. ضمن اینکه امام می دانستند این جنگ سر می گیرد و می توانستند چنین بگویند که هر چه زودتر این مصیبت اتفاق بیفتد و بگذرد بهتر است و دلیلی برای به تأخیر انداختن آن وجود ندارد؛ اما مهلت خواستن ایشان صرفاً به خاطر عبادت بود.
روز عاشورا نیز هنگام اذان ظهر، ابو ثمامه صائدی نزد امام آمد و گفت: «یا اباعبدالله موقع اذان شده، خدمت شما نماز بخوانیم.» البته در برخی تواریخ چنین آمده که امام قبل از سخن او برای نماز آماده شده بودند. به هرحال امام فرمودند: «از نماز یاد کردی خدا تو را از نماز گزاران قرار بدهد.» ایشان از زهیر ابن قین و سعید ابن عبدالله حنفی خواستند جلوی ایشان بایستند، سپس به همراه باقیمانده یاران خود به نماز ایستادند. در حین نماز تیری به سمت امام پرتاب شد که سعید ابن عبدالله خود را سپر امام قرارداد و این امر تکرار شد تا اینکه پس از نماز او از شدت جراحات از پای درآمد و به زمین افتاد.
رها کردن جنگ و اقامه نماز اول وقت دلیلی جز اهمیت و ضرورت نماز نداشت. تمام پیغام امام از این عمل این بود که از نماز غافل نشوید.
سرنهادن بر زمین در مقابل خداوند حسین ابن علی (علیه السلام) را در دنیا و آخرت سرافراز کرد. سربلندی که سبب شد امام ویارانشان در تاریخ جاودان شده و دشمنان ایشان ملعون و منفور باشند.
پروردگارا! تو را به نمازهای حسین ویارانش سوگند می دهیم ما را از نماز گذاران محسوب بفرما. امین

منبع:
امام حسین شهید فرهنگ پیشرو انسانیت، علامه محمدتقی جعفری-تبیان

 

افزودن نظر جدید

انتشار دیدگاه به معنای تایید آن نیست . نظرات توهین آمیز منتشر نمی شود .
Image CAPTCHA
لطفا کاراکترهای تصویر را در کادر بالا وارد نمایید.